محمد يار بن عرب قطغان
221
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
حصول انجاميد تا به تاريخ سنهء اربعين و تسعمائة موافق تولد پسر نامدار بلكه فروزان گوهرى شاهوار و درخشان اخترى آفتابوار از برج دولت و اوج رفعت طلوع يافت و فروغ لمعان آن خورشيد درخشان بر اطراف جهان و اكناف دوران تافت . و آن مولود عاقبت محمود به طالع سعد و بخت مسعود در اسعد ساعات و بهترين اوقات تولد فرمود و آفتاب وجود آن خورشيدى كه اطراف عالم از فروغ جمال باكمال او روشن خواهد بود ، از مطلع ولادت روى نمود . ( بيت : ) درخشيد اخترى از برج شاهى * ز رويش لامع انوار الهى گرفت آوازهء صيت جلالش * ز اوج مهر تا بر مرغ [ و ] ماهى و چون مشام جان خاقان سليمانمكان ، اسكندر خان از شمايم اقبال آن شكوفهء بستان كامرانى معطر گرديد ، لوازم ( 124 الف ) حمد و ثنا و شكرگزارى حضرت بارىتعالى - جل ذكره - به تقديم رساند و از غايت خلوص عقيدت و كمال تقويت كه نسبت به خانزادهء شريفهء حضرت خواجگان - عليهم الرحمة و الرضوان - داشت ، مولانا درويش محمد اخوان خويش به همراهى تحفهاى لايق به طريق نياز به مجلس معلاى حضرت ولايتپناه ، هدايت دستگاه ، مقرب درگاه حضرت بارى تعالى ، مولانا خواجگى كاسانى روان ساخت و طلب فاتحهء فايحه نمود و استدعاى نامنامى و اسم سامى فرمود . و آن حضرت نيز دربارهء آن نتيجهء دودمان خلافت ، دعاى خاص و فاتحهاى به اخلاص خواند و نام خجستهفرجام او را عبد الله نهاد . و چون خاقان سليمانمكان ، اسكندر خان ، به نور فراست دانست كه آن مولود عاقبت محمود آسمان ابهت ، اقاليم را خورشيدى شود گيتىافروز و شام ظلمانى و طوايف بنى آدم از طليعهء طلوع ماه دولتش صبح گردد روشنتر از عيد نوروز ، بدان جهت نخستين ، سيد بىجلاير را اتاليق او گردانيده ، به مخالطت و مراقبت و تعهد حال آن فرزند عزيز گذاشت . و امير يار محمد كه از مردم ساير الناس بود ، اتكه ساخت و هريك از ايشان به اميدوارى فراوان به خدمتكارى آن شاهزادهء سعادت نشان قيام مىنمودند و همواره بر سر كتف برداشته متعهد احوال او بودند تا آن زمانى كه اوقات رضاع و اوان طفوليت به صحت و سلامت گذرانيد و عنايت الهى سال